تقسیم بندی معقولات یا مفاهیم کلی و اوصاف آن ها نزد فیلسوفان مسلمان

دوشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۵

مقدمه

معرفت یا شناخت از مسائل مهم و قابل تأمّل برای‌ فلاسفه‌ بوده‌ است. ایـن مـسأله از دوره یـونان باستان مورد توجه متفکران و فیلسوفان بوده و تا‌ کنون نیز ادامه دارد. در میان مباحث مربوط به شـناخت یا شناخت شناسی،‌ یکی از مسائل مهم‌ و کلیدی، که اساساً در دوره متأخر مورد عنایت خـاص فلاسفه قرار گرفته و حـتی امـروزه نیز در مباحث معرفت شناسی ـ پیشینی و پسینی ـ مورد توجه ویژه می باشد، موضوع‌ «اقسام معقولات یا مفاهیم کلی و اوصاف آن ها» است. به بیان دیگر، مسأله ای که اذهان متفکران را به خود مشغول سـاخته این است که آیا تمام معقولات و مفاهیم‌ و تصورات کلّی انسان یک گونه و یک نوع است یا گونه ها و انواع متعددی دارد و نیز در صورت تعدد، اوصاف و مختصات هر یک چیست و با چه‌ مـلاک‌ هـا و ضوابطی می توان آن ها را از همدیگر تفکیک نموده، متمایز ساخت؟

از آن جا که بخشی از تأمّل فلسفی فلاسفه مسلمان با شدت و ضعف، اختصاص‌ به‌ پژوهش در این باب دارد، بجاست پاسخ فلسفی و تحلیلی ایشان را در گذر تـاریخ، مـورد تحقیق قرار دهیم. این نوشتار در پی آن است تا تلاش متفکران مسلمان‌ را‌ در‌ طی تاریخ، از زمان مشاییان‌ تا‌ فلاسفه‌ نوصدرایی معاصر، در باب این مسأله به تصویر کشد و در نهایت، به طبقه بندی مـقایسه ای آراء ایـشان بپردازد.

الف‌ ـ گام‌ های نخستین: مشاییان

۱ـ فارابی

به طور کلی،‌ باید‌ گفت: التفات و توجه به اقسام معقولات نزد مشاییان به وقوع پیوست، اما نه نزد همه آن ها. فارابی‌ در‌ عین‌ حال که مـتوجه انـواع مـعقولات بوده، اشاره مشخصی به اقـسام‌ آن هـا نـکرده است. وی در آثار خود، از اصطلاح «معانی عامه» و نیز «معقولات اول» استفاده کرده،‌ اما‌ این‌ عناوین را به عنوان انواع و اقسام مفاهیم کلی و معقولات‌ بـه‌ کـار نـبرده است. «معانی عامه نزد فارابی عناوینی است کـه در خـارج موجود نبوده و در‌ ذهن‌ وجود‌ دارد؛ مانند حیوان (به عنوان جنس)»

«معقولات اول» نیز به نظر فارابی،‌ همان‌ آگاهی‌ ها و معلومات نخستین انـسان مـی بـاشد. که پایه معلومات دیگر است؛ مانند مفاهیم‌ و تصدیقات‌ بدیهی.([۱])

۲ـ ابن سینا

در عـین حال که ابن سینا به صورت صریح از‌ تقسیم‌ معقولات سخنی به میان نیاورده، اما دقیقاً از دو نوع معقول نـام بـرده‌ اسـت‌ که‌ می توان آن ها را به منزله اقسام و انواع معقولات قلمداد کـرد. ایـن‌ دو‌ معقول عبارتند از: معقول اول و معقول ثانی. معقولات اول مانند جسموحیوان و معقولات‌ ثانی‌ مانند: کلیت و جزئیت.

باید توجه داشت کـه مـعقول ثـانی سینوی صرفاً جنبه منطقی دارد‌ و نظر این فیلسوف معطوف است به مفاهیم مـنطق. پس تـعبیر درسـت از‌ معقول‌ ثانی‌ سینوی همان معقول ثانی منطقی است. ابن سینا در آثار خود به بـیان ویـژگی مـعقولات‌ ثانی‌ منطق‌ می پردازد و تنها ویژگی آن ها را چنین برمی شمرد: معقولاتی‌ که‌ مستند به مـعقولات اول اسـت و از آن ها به دست می آید و از آن‌ رو‌ که با توسّل به آن ها از معلوم بـه مـجهول مـی رسیم،‌ موضوع‌ علم منطق می باشد.([۲(

از دیگر سو،‌ ابن‌ سینا‌ بنا به اشاراتی که در آثـار دیـگر‌ خود‌ دارد، نشان می دهد که به وجود دسته ای دیگر از مفاهیم نیز‌ عنایت‌ دارد کـه هـمان مـفاهیم فلسفی‌ است.‌ ولی چنان‌ که‌ اشاره‌ شد، وی هرگز این قبیل مفاهیم‌ را‌ جزو انواع معقولات ذکر نـکرده اسـت و به نظر می رسد در‌ مقطعی‌ خاص، به طور مستقل به این‌ نـوع مـفاهیم التـفات یافته‌ و اوصاف آن ها را برشمرده‌ است.

ابن سینا در آغاز الهیات شفا، آن جا که از موضوع مابعدالطبیعه سخن‌ مـی‌ گـوید، بـه بحث درباره نحوه‌ مفاهیم‌ مورد‌ بحث در فلسفه‌ می‌ پردازد. توصیفی که وی‌ از‌ مـفاهیم فـلسفی به دست می دهد کافی است که آن ها را از مفاهیم‌ ماهوی‌ و منطقی یا معقولات اوّلی و ثانی‌ منطقی مـتمایز‌ کـند،‌ همچنین‌ نشان می دهد که‌ ابن سینا تصویر مشخصی از مفاهیم فلسفی دارد. مـفاهیم فـلسفی به نظر ابن سینا دارای‌ مشخصات‌ ذیـل است:

الفـ. مـفاهیم مشترک همه‌ علوم‌ است؛

ب.‌ عوارض‌ مخصوص عـلوم جـزئی‌ به‌ شمار نمی رود؛

ج. مفاهیم فلسفی همیشه به صورت خاص و صفات اشیاست، نـه بـه صورت‌ ذوات‌ اشیا؛

د. تحت مقوله واحـد نـیست، موضوعاتی از‌ مـقولات‌ مـختلف‌ مـی‌ تواند‌ با‌ آن ها توصیف شود؛

هـ. عـوارض وجـود بماهو وجود می باشد.([۳(

۳ـ خواجه نصیر طوسی

خواجه نیز با وجود آن که در مقام تـقسیم صـریح معقولات برنیامده‌ است، اما به دو قـسم معقول اوّل وثانی اشاره دارد. مـی تـوان گفت که وی معقولات رابردو قـسم نـموده است: معقولات اول و معقولات ثانی. این فیلسوف عنوان «معقول ثانی»‌ را‌ به طور اعم بـه کـار برده، به گونه ای که هـم شـامل مـعقولات منطقی است و هـم مـعقولات فلسفی.([۴(

مفاهیمی که محقق طـوسی در فـرازهای متعدد آثار خود آن‌ ها‌ را جزو معقولات ثانی دانسته از این قبیل است: شیئیت، وجـود، عـدم، امکان، امتناع، وجوب، ماهیت، ترکّب، وحـدت، کـثرت، علّیت، مـعلولیت، جـوهر، عـرض،‌ اضافه،‌ قدم، حدوث، کـلّیت، جزئیت، ذاتیت،‌ عرضیّت،‌ جنس، فصل و نوع.

نکته قابل ذکر این که اولاً، خواجه با وجود آن که در تـجرید، تـمایزی بین مفاهیم فلسفی و منطقی نمی‌ گـذارد،‌ ولی در کـتاب اسـاس‌ الاقـتباسبدین‌ تـمایز توجه داشته، امـادراین کـتاب نیزمعقولات اولی و معقولات ثانی فلسفی را از هم تفکیک نکرده است. خلاصه آن که در کتاب اساس الاقتباس، مراد خواجه از «مـعقولات ثـانی» هـمان‌ ثانی‌ منطقی است و نه آن که اعم از فـلسفی و مـنطقی بـوده و بـدون تـمایز مـیان این دو باشد. وی در ذیل این عنوان، تنها مفاهیم منطقی از قبیل کلی،‌ جزئی،‌ ذاتی و عرضی را می آورد.([۵(

ثانیاً، از آن جا که خواجه از نظر زمانی، متأخر از شیخ اشراق‌ می باشد، به نـظر می رسد در بحث معقولات ثانی یا‌ اعتباری‌ نیز‌ تحت تأثیر شیخ اشراق قرار داشته، به ویژه آن که بحث معقولات ثانی مورد توجه خاص شیخ ‌‌بوده‌ است.([۶(

خواجه نصیر و شارحان آثار ایـشان اوصـاف و ویژگی هایی برای معقولات‌ اوّلی‌ و ثانی برشمرده اند:

الف. معقولات اوّلی: این معقولات هم در ذهن موجودند و هم در‌ خارج.([۷(

ب. معقولات ثانی: ۱٫ تنها در ذهن موجود بوده و فاقد فرد‌ خارجی است. به بـیان‌ دیـگر،‌ ازامور عینی نبوده و از محمولات عقلی صرف است؛ یعنی مانند حیوانیت و انسانیت در خارج تحقق ندارد.

  1. معقولات ثانی یا اعتباری بر معقولات اوّلی عارض می شود و بـه‌ آن هـا مستند است.
  2. در میان موجودات و در عرض آن هـا بـه عنوان یک واقعیت و فرد تحقق ندارد.
  3. وجود این معقولات وجودی تبعی است؛ یعنی تابع وقایم‌ به‌ غیر خود می باشد.
  4. این معقولات جز در حالت عروض بـر غـیر خود، که همان مـاهیات بـاشد،تعقّل نمی شود؛ یعنی به عنوان عارض تعقل می گردد؛
  5. جنس الاجناس‌ واقع‌ نمی شود.([۸(

ب ـ گام های تکمیلی: اشراقیان

شیخ اشراق

فیلسوفی که به نحوی مستقل و ویژه، به معقولات و اقسام آن توجه نمود و در باب اوصاف مـعقولات‌ بـه‌ تأمّل فلسفی پرداخت سهروردی، معروف به «شیخ اشراق» است. به نظر این فیلسوف، تصورات عقلی و کلی به دو دسته کلی تقسیم می شود که عبارت است از: مفاهیم‌ عینی‌ و مفاهیم ذهنی. اوصـاف عـینی و مفاهیم‌ عـینی‌ محمولاتی است که علاوه بر صورتی در عقل، وجود خارجی دارد؛ مانند سیاهی، سفیدی و حرکت. اوصاف و مفاهیم ذهنی مـحمولاتی‌ می‌ باشد‌ که وجود آن ها در خارج نیست؛ آن‌ ها‌ تنها در ذهـن اسـت؛ مـانند امکان.([۹(

سهروردی این مفاهیم را با عنوان «معقولات ثانی» و «اعتباریات عقلی و ذهنی»‌ نیز‌ نامیده‌ است. وی در آثار متعدد خود، اوصـافی ‌ ‌بـرای معقولات ثانی‌ یا اعتباریات ذهنی برشمرده که می تواند به عنوان ملاک تـمایز بـین ایـن نوع معقولات با معقولات عینی‌ یا‌ صفات‌ عینی به شمار آید. این ویژگی ها کـه بعضی از آن‌ ها‌ به بعضی دیگر برمی گردد عبارت است از:([۱۰(

  1. تنها در ذهن زایـد بر ماهیت است‌ و بـر‌ آن هـا اضافه می شود؛
  2. حدی ندارد، جزهمان حقایق عینی که‌ برآن‌ هامترتب‌ می شود؛
  3. فقط در ذهن موجود است؛
  4. در خارج دارای ذوات عینی‌ نیست؛

۵٫‌ اجزای ماهیت عینی نمی باشد؛

  1. اموری است که از وقوع و تحقق آن‌ ها‌ در خارج، تکرار نوع آن هـا لازم می آید؛
  2. مفاهیم اعتباری عقلی،‌ اعم‌ از‌ دیگر مفاهیم است؛
  3. قابل حمل بر امور متعدد می باشد؛
  4. به طور‌ مستقل‌ در خارج وجود ندارد؛
  5. قابل اشاره حسی نمی باشد؛
  6. هر صفتی‌ که‌ انفکاک‌ آن از موضوعش ممتنع باشد، اعتباری اسـت؛ یـعنی موضوع این صفات ممکن نیست بدون این‌ صفات‌ موجود باشد.

به یقین، صفات یا مفاهیم عینی از نظر سهروردی، ویژگی‌ هایی‌ مقابل‌ اوصاف مزبور دارد. وی در آثار متعدد خود، با تحلیل مفاهیم، به بـخشی از مـصادیق‌ اعتباریات‌ عقلی‌ یا معقولات ثانی اشاره کرده که این مفاهیم عبارت است از: وجود،‌ وحدت،‌ شیئیت، حقیقت، امکان، مقدار، وجوب، نهایت، لانهایت، ماهیت،صورت، عرضیّت، کلی، جزئی، عموم و خصوص، جنس و فـصل،جوهریّت،اموربسیط،عدد،اضافات،سکون،و‌ هیولی.([۱۱(

مـفاهیم مزبور اولاً، گواه بر این مطلب است که سهروردی نیز‌ بین‌ معقولات ثانی منطقی و فلسفی تمایزی ننهاده‌ و ثانیاً،‌ مقایسه این مفاهیم با مفاهیمی که خواجه‌ نصیر‌ آن ها را «معقولات ثانی» بـرشمرده، نـشان دهـنده تأثر خواجه نصیر از شیخ‌ اشـراق‌ است.

سـهروردی در بـاب معقولات‌ ثانی‌ می نویسد:‌ اعتبارات‌ و جهات عقلی، بسیاری از مردم را‌ دچار‌ تشویش و سردرگمی ساخته است: دسته ای این مفاهیم اعتباری را اموری‌ زاید‌ بـر اشـیا دانـسته و آن ها‌ را در عالم خارج‌ موجود‌ می دانند. گروه دیـگر مـعتقدند‌ که‌ این دسته از مفاهیم از جهت مفهوم خود، زاید بر ماهیات می باشند،‌ ولی‌ برای آن ها صورت و ذاتی‌ در‌ عالم خـارج وجـود‌ نـدارد.‌ دسته ای دیگر نیز‌ وجود‌ دارند که می گویند این مـفاهیم، اعتباری عقلی نه در ذهن و نه در‌ عین،‌ زاید بر ماهیتی که بر آن‌ ماهیات‌ اضافه می‌ شوند،‌ ندارند.([۱۲(

ج ـ تفکیک مـعقولات‌ ثـانی مـنطقی و فلسفی: حکمت متعالیه

۱ـ صدرالمتألهین

ملاّصدرا نیز جزو فیلسوفانی است که مسأله‌ معقولات‌ بـرای او حـایز اهمیت بود. وی‌ در‌ مقام‌ تفکیک‌ مفاهیم‌ ثانی منطقی و فلسفی‌ برآمد و سعی داشت اوصاف دقیق آن ها را بـیان نـماید. در مـقام بیان انواع معقولات‌ و مفاهیم،‌ سه تقسیم بندی در آراء ملاّصدرا قابل‌ استنباط‌ است:([۱۳(

الف.‌ مـعقولات.‌ (۱)‌ مـعقولات اوّلیـ؛ (۲) ثانی فلسفی؛ (۳) ثانی منطقی؛

ب. معقولات. (۱) ماهوی؛ (۲) انتزاعی؛ (۳) منطقی؛

ج. معقولات. (۱) معقولات اوّلی؛ (۲) معقولات ثانی (الفـ) فـلسفی؛ (بـ)‌ منطقی.

مفاهیم انتزاعی شامل معقولات ثانی فلسفی می باشد و علاوه بر آن، دیگر انتزاعیات را نـیز در بـرمی گیرد؛ مانند مفاهیم مصدری، لوازم ماهیات، نسب و اضافات.([۱۴(

بر اساس‌ تقسیم‌ بندی رایج ـ معقولات ـ یـعنی تـقسیم آن هـا به معقولات اوّلی، ثانی منطقی و ثانی فلسفی ـ اوصاف هر یک از این مفاهیم را از نظر مـلاّصدرا مـی‌ توان‌ این گونه بیان داشت:

الف. معقولات اوّلی: اموری است که دارای فرد و وجود خـارجی بـوده و هـمان گونه که در ذهن ادراک‌ می‌ شود، در خارج نیز یافت‌ می‌ گردد. اموری که دارای فرد خـارجی مـی باشد و وجود خارجی آن ها به سه صورت تصور می شود:

  1. وجود مستقل (فـی نـفسه‌ لنـفسه)؛‌ مانند انسان و درخت؛

۲٫‌ اموری کهوجودانضمامی دارد(فی نفسه لغیره)؛مانندسفیدی؛

  1. وجود انتزاعی که به منشأ انتزاع خود موجود اسـت؛ مـانند جـهل و کوری.([۱۵(

ب. معقولات ثانی منطقی: مفاهیمی که صورتی در خارج ندارد و موضوعات‌ و صفات آن هـا در ذهـن موجود است.([۱۶(

ج. معقولات ثانی فلسفی:

  1. اوصاف ذهنی است که صورتی در خارج ندارد، اما اشیای خارج از ذهـن را وصـف می‌ کند؛
  2. وجود‌ این مفاهیم در خارج عبارت از اتصاف موجودات خارجی به آن ها بـه حـسب وجود و خارجیّت‌ آن هاست؛

۳٫این مفاهیم هویتی زایدبرذاتوواقعیت مـوصوفات خودندارد؛

  1. غـیریت و زایـد‌ بودن‌ این مفاهیم نسبت به موضوعات خـود، در عـقل است.
  2. وقتی این مفاهیم بر ماهیاتی حمل می ‌‌شود،‌ عین ماهیات یا یکی از مـاهیات نـیست، بلکه یک عرض عام بـرای آنـ‌ ها‌ مـحسوب‌ مـی شود؛
  3. در عـالم خارج به نحو رابط وجود دارد؛
  4. چـون نـاظربه وجود‌ وواقعیت جداگانه و مستقلی در واقعیت یک شیء نمی باشد، مفاهیم فلسفی مـتعددی‌ را از جـهات مختلف

می‌ توان بر یک مصداق و یـک واقعیت حمل کرد و بـدان نـسبت داد. این مفاهیم متعدد دلیل تـعدد ذوات در آن واقـعیت نخواهد بود.

  1. هم عین و هم ذهن را‌ وصف می کند.([۱۷(

۲ـ ملاّهادی سبزواری

حاج ملاّهادی سبزواری نیز مـعقولات را بـه سه دسته تقسیم می کند:

  1. مـعقولات اوّلیـ: مـحمول و مفهومی که عـروض و اتـصاف آن ها در‌ خارج‌ است؛
  2. معقولات ثـانی مـنطقی؛ مفاهیمی که عروض و اتصاف آن ها در عقل است؛
  3. معقولات ثانی فلسفی: معقولاتی که عروض آن ها در عـقل اسـت، ولی اتصافشان یا‌ در‌ عقل است و یا در خـارج. اَعـدام و اعتباریات نـیز در ایـن دسـته قرار می گیرد.([۱۸(

طـبقه بندی مـقایسه ای آراء فـلاسفه مسلمان

بـرای درک و دریافت هرچه بهتر آراء‌ فلاسفه‌ مسلمان‌ دربـاره تـقسیم بندی مفاهیم کلی، می توان‌ با‌ لحاظ‌ ملاک‌ های‌ متعدد،‌ تقسیم بـندی هـای متنوعی ارائه داد و جایگاه هر یک از فلاسفه را بـه راحتی دریافت و اختلاف و اشـتراک آن هـا را با همدیگر به دست‌ آورد. در ایـن جـا، با توجه به برخی از این ملاک ها، تقسیم بندیـ هایی مطرح و به طـبقه بـندی آراء فلاسفه پرداخته می شود:

الف. (۱) بـیان صـریح در‌ تـفکیک‌ مفاهیم کلی: ابـن سـینا، خواجه نصیر طوسی، شـیخ اشـراق، سبزواری، علاّمه طباطبائی، حائری یزدی، مطهری، مصباح یزدی؛

(۲) عدم بیان صریح در تفکیک مفاهیم کلی: فارابی.

بـ. (۱) تـوجه‌ به‌ دوگانگی مفاهیم کلی: ابن سـینا، خـواجه نصیرطوسی، شـیخ اشراق؛

(۲) تـوجه بـه چندگانگی (بیش از دو قسم بـودن) مفاهیم کلی: صدرالمتألّهین، سبزواری، علاّمه‌ طباطبائی،‌ حائری یزدی، مطهّری، مصباح یزدی.

ج.‌ (۱) بیان صریح در تفکیک مـفاهیم ثـانی فلسفی و منطقی: صدرالمتألّهین، سبزواری، علاّمه طـباطبائی، حـائری یـزدی، مـطهّری، مـصباح یزدی؛

(۲) عدم بیان صـریح در‌ تـفکیک‌ مفاهیم ثانی فلسفی و منطقی:‌ فارابی، ابن سینا، خواجه نصیر طوسی، شیخ اشراق. n

پی نوشت ها

۱ـ الفارابی، التعلیقات، تـحقیق الدکـتور جـعفر آل یاسین، حکمت، ۱۳۷۱، ص ۵۹ / ابونصر فارابی، السیاسة المدنیّه، تـرجمه‌ و شـرح حـسن مـلکشاهی، سـروش، ۱۳۷۶، ص ۱۶۲

۲ـ ابـن سینا، التعلیقات، تحقیق الدکتور عبدالرحمن بدوی، مکتب الاعلام الاسلامی فی الحوزة العلمیة، ص ۱۶۷

۳ـ ابن سینا، الشفاء، الالهیات، تحقیق ابراهیم‌ مدکور،‌ کتابخانه آیة‌ الله نجفی، ۱۴۰۴ ق.، ص ۱۲ ـ ۱۳ / محمدفنایی اشکوری، معقول ثـانی، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(رحمه الله) ۱۳۷۵، ص ۳۴

۴ـ العلامة الحلّی، کشف‌ المراد‌ فی‌ شرح تجرید الاعتقاد، تحقیق حسن حسن زاده آملی، قم مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۴۰۷ ق.، ص ۴۲ / ‌‌جوادی‌ آملی، رحیق مختوم، ۱۳۷۵، ج ۱، بخش ۴، ص ۴۵۸

۵ـ نـصیرالدین طـوسی،‌ اساس‌ الاقتباس،‌ تصحیح مدرّس رضوی، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۶۱، ص ۳۹۹

۶ـ معقول ثانی، ص ۶۲

۷ـ‌ رحیق مختوم، ص ۴۵۸ / سیدهاشم الحسینی الطهرانی، توضیح المراد، تعلیقه علی شرح‌ تجرید الاعتقاد، مفید، ۱۳۶۵،‌ ص ۸۹

۸ـ کشف المرادفی شرح تجریدالاعتقاد، ص۴۲،۴۳،۶۵ ـ ۶۷ (مـتن) و ص ۴۵۰

۹ـ مـجموعه مصنفّات شیخ اشراق، ج ۱، «التلویحات» و «المشارع و المطارحات»، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۷۲،‌ ص ۲۱، ۳۶۱ و ج ۲، «حکمة الاشراق»، ص ۶۴ ـ ۷۱

۱۰ـ همان، ج ۱، «التلویحات»، ص ۲۱، ۲۵ و المشارع، ص ۳۶۴ و ج ۲ «حکمة الاشراق»، ص ۶۴،‌ ۷۱،‌ ۷۲ و ج ۳ «بستان القلوب»، ص ۳۵۸ / ابراهیمی دنیایی، قواعد کـلی فـلسفی، مؤسسه مطالعات علمی و فرهنگی، ۱۳۶۶، ج ۲، قـاعده ۹۸

۱۱ـ مـجموعه مصنفات شیخ اشراق، ج ۱،‌ ص ۱۸، ۲۲، ۲۵، ۳۴۳، ۳۶۴، ۳۶۹، ۳۷۰، ۴۱۳ و ج ۲، ص ۶۴ ـ ۷۴، ۱۰۹ ـ ۱۱۰ / قطب الدین شیرازی، شرح حکمة الاشراق، بیدار، ص ۲۹۸

۱۲ـ‌ مجموعه مصنفات شیخ اشراق، ج ۱، ص ۳۴۳

۱۳ـ صدرالدین شیرازی، اسفار، مصطفوی، ۱۳۶۸، ج ۱، ص ۳۳۲ / رحیق مختوم، ج ۱، بخش چهارم، ص ۴۲۲ ـ ۴۲۳

۱۴ـ‌ اسفار،‌ ج ۱، ص ۳۳۲

۱۵ـ‌ هـمان،‌ ص ۳۳۴ / رحـیق مختوم، ج ۱، بخش چهارم، ص ۴۲۱ ـ ۴۲۲

۱۶ـ اسـفار، ج ۱، ص ۱۸۰ ـ ۱۸۱

۱۷ـ‌ هـمان،‌ ج ۱، ص ۱۴۰، ۱۷۲، ۱۷۵، ۱۷۹، ۱۸۰، ۲۴۳،‌ ۳۳۴‌ / رحیق مختوم، ج ۱، بخش چهارم: ص ۴۲۳، ۴۶۰

۱۸ـ حاج ملاّهادی سبزواری، شرح المنظومه، دارالمرتضی، ص ۹۵‌ ـ ۹۹

مجله معرفت.خرداد ۱۳۸۰٫شماره۴۲

عنوان مقاله: تقسیم بندی معقولات یا مفاهیم کلی و اوصاف آن ها نزد فیلسوفان مسلمان

نویسنده : امید،مسعود