معرفی کتاب انتقادی

دوشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۵

کتاب “شاهد بازی در ادبیات فارسی” به قلم استاد “سیروس شمیسا” در سال ۱۳۸۱ منتشر شد. این کتاب حاوی مطالبی است جسورانه و بسیار جدید، که در شکستن تابوهای ایرانی همتا ندارد.  همان گونه که از نام کتاب و نقاشی روی جلد آن پیداست، صوفیان پسرهای نوبالغ را کنار خود می نشاندند و از دیدن روی آن ها حظ می بردند. آنها این کار خود را شاهد بازی نام گذاشتند که یعنی در روی زیبایی که خدا آفریده جلوه ای از او دیده میشود. نام کتاب برگرفته از این سخن است و شمیسا همجنس گرایی مردانه در ادبیات فارسی را موضوع پژوهش خود قرار داده است. او می گوید:

“اساسا ادبیات غنایی فارسی به یک اعتبار ادبیات همجنس گرایی است. در این که معشوق شعر سبک خراسانی و مکتب وقوع در دوره تیموری، مرد است شکی نیست. اما ممکن است خواننده غیر حرفه ای در مورد ادبیات سبک عراقی مثلأ غزلیات امثال سعدی و حافظ دچار شک و تردید باشد. اما حدودا نصف اشعار این بزرگان هم صراحتا در باب معشوق مذکر است زیرا در آن ها آشکارا از واژه های پسر و مرد و خط عذرا و سبزه ریش و این گونه مسائل سخن رفته است. و جالب اینکه بخش اعظم آن نصف باقی مانده هم در مورد معشوق مذکر است منتهی خاصیت زبان فارسی طوری است که مثلأ به علت عدم وجود افعال و ضمایر مذکر و مؤنث ایجاد شبهه می کند. باید دانست که مسائلی چون رقص و زلف و خال و خدّ و قد و دامن و تیرنگاه و ساقی گری و امثال این ها که امروزه به نظر می رسد در مورد زنان است در قدیم مربوط به مردان هم می شده است. بدین ترتیب فقط بخش کمی از اشعار قدماست که می توان در آن ها به ضرس قاطع معشوق را مؤنث قلمداد کرد.”

شمیسا اولین محققی است که در این باره به چاپ پژوهش هایش می پردازد. شایان توجه است که قصد نویسنده فقط تبیین علمی یک پدیده اجتماعی و توضیح سیر تاریخی آن بوده است و لاغیر.

کتاب شامل هشت فصل است که ابتدا به بررسی تاریخچه نظربازی در فرهنگ های مختلف و سپس به کند و کاو شعر فارسی از دوره غزنویان تا دوره پهلوی می پردازد. عناوین این هشت فصل عبارتند از :

فصل اول :  اسم‌ها و اصطلاحات شاهدبازی

فصل دوم : دوره غزنویان

فصل سوم : دوره سلجوقیان و خوارزمشاهیان

فصل چهارم : صوفیان و شاهدبازی

فصل پنجم : شاعران سبک عراقی

فصل ششم : دوره تیموریان و اوایل صفویه

فصل هفتم : دوره صفویه افشاریه و زندیه

فصل هشتم : دوره قاجار و پهلوی

مهم ترین نکته مثبت کتاب آن است که مولف از قضاوت خودداری کرده و به طور مثال نظر عرفای مختلف اسلامی را چه موافق و چه مخالف در کنار یکدیگر نقل می کند. از دیگر مزایای کتاب ساده بودن زبان آن می باشد که مطالعه را برای دانشجویان و حتی عوام ممکن می سازد. شاید مهم ترین مشخصه ای ای که این کتاب را ممتاز می کند همان بکر بودن موضوع مورد بررسی و عدم وجود تحقیقات مشابه است.

 

این مجموعه آغاز باب شدن شاهدبازی را از دو سو می داند یکی یونانیان در غرب که به نوعی مروّج عشق افلاطونی و بدون تماس جنسی بودند و دیگری ترکان غزنوی که به این رابطه حالتی کاملا زمینی داده بودند. در هر صورت خواندن این مجموعه برای هر محقق شعر فارسی توصیه می شود چون گذشته از اطلاعات تبارشناسانه ای که به مخاطب ارائه می دهد به نوعی بسیاری از کلیشه ها و زیرساخت های فکری ما را زیر سؤال برده و فرصتی را برای تاملی دوباره و نگاهی نو به ادبیات غنی فارسی فراهم می آورد.

 

نویسنده ی کتاب درمورد ریشه یابی مسأله همجنس گرایی به اردوهای جنگی ترکان آسیای شرقی می پردازد. در ضمن سخن گفتن از همجنس گرایی در اوستا که قدیمی ترین متن به یک زبان ایرانی است، حاکی از این است که وجود این امر در ایران بسیار کهن تر از آشنایی ایرانیان با افکار یونانی و یا هجوم ترکان است.

 

دکتر شمیسا معتقد است از آن‌جا که زن در جامعه حضور نداشته و در خانه محبوس مانده بود، نمی‌توانسته مثلاً ساقی شود تا بتواند مورد خطاب شاعر قرار بگيرد. و نیز رسم خطاب به پسرکان زیباروی از سنت‌های دیرینه‌ شعر فارسی از رودکی تا بهار است. اصولاً این گونه خطاب به زن یا دختر نامعمول بوده و خلاف ادب شمرده می‌شده است. به همین جهت است که در سراسر دیوان حافظ حتی یک‌بار لفظ دختر به‌کار نرفته است. جز در اشعار سبک خراسانی که در آن صراحتاً لفظ پسر و نظایر آن آمده است، در اشعار ادوار دیگر مخصوصاً سبک عراقی، یعنی اشعار امثال حافظ و سعدی، زبان مانع است که خواننده عادی پی به مذکر یا مؤنث بودن معشوق ببرد.

 

شاهدبازی از دوره‌ سامانیان که ترکان، اندک اندک وارد مقامات لشکری می‌شوند، رشد یافته و رواج می‌گیرد. در دوره غزنویان که ترک‌نژاد بودند. لواط نزد آنان مرسوم و عشق مرد به مرد، امری عادی تلقی می‌شد. عشق سلطان محمود غزنوی به غلام ترکش، ایاز مشهورترین سند در این مورد است که البته شاعرانی چون مولانا از آن تفسیر معنوی می‌کنند. معشوق در شعر شاعران این دوره چون عنصری و منوچهری و به ویژه فرخی، مذکر است. این عشق (البته به لحاظ عشق عرفانی) در ادبیات فارسی بازتاب گسترده‌ای یافته است و حافظ و مولانا و سعدی به آن اشاره دارند.

 

در دوره سلجوقیان و خوارزمشاهیان این روند ادامه می‌یابد. در کنار سنایی و انوری، معروف‌ترین شاعر هزل‌گوی دوران سلجوقیان، سوزنی سمرقندی است. از این دوره اسنادی در دست است که در ایران به صورت پنهانی،  کسانی در مقابل دریافت وجه، منازل خود را در اختیار فاعل و مفعول قرار می‌دادند. در دوره مغولان که اوج عرفان ایران است، صوفیان به دو دسته تقسیم می‌شوند. قلیلی از آنان مانند ابن عربی و شهاب‌الدین سهروردی و شمس تبریزی و مولانا، همجنس بازی را نمی‌پسندیدند و دسته‌ دیگر که اکثریت با آنان بود، شاهدباز بودند. البته در بین صوفیان و در خانقاه‌ها، شاهدبازی و لواط رواج داشت و یکی از اسناد مهم در این باب مطالبی است که ابولفرج ابن جوزی، از وعاظ معروف قرن ششم در کتابش آورده‌ است.

 

سعدی در گلستان و بوستان و حافظ در غزل‌ها و عبید زاکانی در اخلاق الاشراف و رساله صد پند به نظربازی پرداخته‌اند. احتمال دارد ساقی حافظ نیز پسر بوده باشد. در دوره تیموریان، این امر شدت بیشتری می‌یابد. شاعر معروف این دوره جامی است که به شاهدبازی علاقه زیادی داشته است. در همین دوره است که یک کتاب اختصاصی در باب شاهدبازی به نام مجالس‌العشاق تالیف شد.

 

پس از آن به دوره‌ی صفویه و زندیه می‌رسیم. نه تنها نباید پنداشت که در حکومت به ظاهر مذهبی صفویان، تغییری در خلق و خوی مردم نسبت به لواط روی داده باشد بلکه خانه‌های تأسیس شد که حکومت به صورت رسمی از آن‌ها مالیات می‌گرفت و یکی از مشاغل دربار آن دوره، شغل لعاب زدن به ماتحت مردان بود تا پادشاه با آنان راحت‌تر نزدیکی کند و به آن شخص لعابچی می‌گفتند. کتاب تاریخی رستم‌التواریخ گویاترین سند از سقوط اخلاقی جامعه در دوران حکومت صفویه و زندیه است. تا جایی که حتی دیپلمات‌ها و سفرای خارجی هم از تجاوز جنسی در امان نبودند.

 

در دوره‌ قاجاریه نیز آثاری در این زمینه دیده میشود. به عنوان مثال دیوان قاآنی شیرازی که در آن نمونه‌های متعددی از بچه‌بازی را می توان به راحتی یافت. شاعر معروف اواخر قاجار و اوایل پهلوی ایرج میرزا است که اشعارش نیاز به معرفی ندارد.

 

و سرانجام به دوران پهلوی می‌رسیم که گرچه شاهدبازی کم و بیش رایج بوده، اما در ادبیات آن دوره منعکس نشده است و اندک اندک به سبب رشد فرهنگ و حضور زن در جامعه، از عادات و رسوم مردم رخت بربست.

 

به نقل از:

http://funeraldrum.blogfa.com/