تعقل در وحی، میزان شناخت انسان

تعقل در وحی، میزان شناخت انسان

مسئله بسیار مهم در جهات مختلف حقایق اعتقادی و توحیدی در درجه اول میزان شناخت است؛ این که بدانیم چه چیز وسیله شناخت صحیح است و با چه میزانی انسان می تواند در رابطه با مطالب مختلف آن چه حق است را بشناسند.

در وجود ما یک نیرویی است که به وسیله آن حقیقت تشخیص داده می شود کارهای درست و نادرست از یک دیگر تشخیص داده می شود و آن فهم و عقل و خرد است که با لغات مختلف بیان شده است؛ انسان به اضافه این اعضا و جوارح حقیقتی در خود می یابد که تنظیم امور با این حقیقت انجام می‌شود.
 
هرچه انسان بیشتر بررسی کند می فهمد که میزان شناخت، عقل است؛ بعضی گفته‌اند این میزان شناخت حس است اما با وجود این که حس بسیار مهم است ولی میزان نمی‌تواند باشد چرا که خطای حواس نزد بسیاری از عقلا و اندیشمندان واضح است؛ پس حس نمی تواند میزان باشد.

بعضی گفتند حالت کشف میزان است البته این بسیار موضوع مهمی است، اما بسیاری از از افرادی که اهل کشف هستند سخنان و کشف های گوناگون دارند؛ ما خطای حواس و میزان نبودن کشف را هم با عقل خود فهمیدیم؛ در رابطه با حقیقت عقل بحث های زیادی انجام شده اما خلاصه مطلب همان فهمی است که میزان شناخت قرار می‌گیرد.

در اینجا این سوال پیش می آید که عقلا هم با یکدیگر اختلاف دارند و می توان گفت عقل میزان نیست؟ وقتی انسان چیزی را به حقیقت فهمید و درک کرد در این درک روشن اختلافی پیدا نمی‌شود، وقتی از این ملکه روشن استفاده نشده و مانعی برای آن ایجاد شده و نتیجه این می‌شود که عاقل در بررسی امور با عاقل دیگری دچار اختلاف می‌شود.

در برخی امور هم‌ درک روشن ما کارگر نیست مثل عوالمی که قبل از این عالم طی کرده ایم و یا عوالمی که بعد از این عالم طی خواهیم کرد؛ هرچه بیشتر درک خود را متوجه این مطالب کنیم می‌فهمیم که درک روشنی ندارد؛ گاهی به دلیل داشتن هواهای نفسانی از دیگر موارد از این دست در جهت فهم روشن قرار نمی گیریم و طبیعی است که حق نمی‌گوییم؛ میزان شناخت، تعقل و درک روشن است.

با همین درک روشن می فهمیم که برای این عالم خالقی وجود دارد، با دقت در خود و موجودات جهان می فهمیم که وابستگی و نیازمندی موجودات معلوم است؛ همه امور زندگی ما وابستگی انسان را نشان می دهد، وابسته باید به یک حقیقت غیروابسته مربوط باشد؛ با این عقل روشن می فهمیم که خالقی غیر وابسته وجود دارد.

عقل ما می گوید که هر کسی ادعا کرد از طرف خدا پیامبر هستم، قبول نکنیم، باید با دلیل اثبات شود و با عقل روشن خود بفهمیم؛ در رابطه با شناخت حقایق هرچه را عقل می فهمد که روشن است اما مسائلی که در آن اختلاف است و روشن نیست، همین عقل بیّن می گوید که حرف های این پیامبر الهی را بررسی کن چرا که حرف او از طرف خدایی است که علم بی خطا دارد و انسان باید به این وحی توجه داشته باشد و میزان شناخت تعقل در وحی است.