سروده ای در مدح و مصائب قمربنی هاشم علیه‌السلام از آیت الله العظمی وحید خراسانی

سروده ای در مدح و مصائب قمربنی هاشم علیه‌السلام از آیت الله العظمی وحید خراسانی

ابالفضل ای علمدار سپاهم /  تو بودی در جهان پشت و پناهم / به طلعت چون قمر در آل هاشم/  به قامت کن قیامت در عوالم/ ملائک خادمان بارگاهت/  کنار علقمه آرامگاهت/ بود خضر از پی آب حیاتت /  که سیرابش نمایی از فراتت / مقامت نزد حق مافوق ادراک  / که غبطه خورده بر تو کل افلاک / شهیدان محو تو اندر قیامت /  قیامت کرده‌یی ز آن قد و قامت / خدا بالی ز رحمت بر تو داده   / کنار مرقدت زهرا، ستاده / کلام مرتضی اندر کلامت  / خدا در علقمه داده سلامت / تو برتر از شهیدان جهانی  / عموی حضرت صاحب زمانی / رجز خوانی تو مافوق فهم است  / جواب این رجز، تیغ است و سهم‌است / چو دست راست را دادی به دلدار  / خدایت شد یسارت را خریدار / حمایت کردی از دین حسینی  / از این رو چلچراغ عالمینی / امان از آن عمود و از سر تو   / که شد در خیمه مضطر خواهر تو / کنار پیکرت از پا نشستم  / پناه عالمم، اما شکستم / چو فرقِ غرقِ خونِ تو بدیدم  / زتنهایی خود آهی کشیدم / امید هر دو عالم هستم اما  / امیدی نیست دیگر بعد سقا / شکستی پشت من را ای پناهم / تو بودی ثقل اکبر در سپاهم / پس از تو خواب رفت از چشم زینب  / رسیده نیمه جانم بی تو بر لب / تو بودی، خیمه در امن و امان بود  / امان از دیدۀ نامحرمان بود / بنفسی انت، جان من فدایت  / مرا آتش زده ادرک اخایت / چه داغی بر دلم دشمن نهاده  / که هر عضوت جدا از هم فتاده / به خیمه چون برم جسمت من زار  / ندارم هیچ کس را یار و غمخوار / مُقَطَع گشته‌یی چون حزب قرآن  / تجلی کرده یی در کل میدان / تنت یکسو و دستت سوی دیگر / چو الرحمن به آیاتی مکرر / بخواب آسوده ای ماه منیرم  / که بعد از تو زجان خویش سیرم / وحیدا بس نما، بنما دمی گوش  / ندا آید که زهرا رفته از هوش