بخشی از گزارش پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران پیرامون مرحوم آیت الله میرزا مهدی اصفهانی

بخشی از گزارش پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران پیرامون مرحوم آیت الله میرزا مهدی اصفهانی

نگاهی کوتاه به زندگانی و آثار میرزا مهدی غروی اصفهانی:

تولد و دوران کودکی

آیت الله میرزا مهدی اصفهانی در ماه محرم سال ۱۳۰۳ ه.ق در محله بید آباد اصفهان در بیت علم و معنویت متولد شد.

تحصیلات حوزوی در اصفهان

مرحوم میرزا ، پس از تکمیل ادبیات عرب، سطح فقه و اصول را نزد اساتید اصفهان فرا گرفت و پس از تکمیل سطوح عالیه نزد فقهای اصفهان در درس خارج فقه و اصول اساتید اصفهان شرکت نمود.مرحوم ایت الله حاج شیخ علی نمازی شاهرودی از شاگردان میرزا در کتاب مستدرک خود در لغت هدی در بحث زندگانی نامه استاد خود میرزا مهدی اصفهانی  می فرماید : فقه و اصول را نزد فقهای گرانقدر اصفهان فرا  گرفت تا به انجا رسید که در فقه و اصول به مرتبه کمال رسید.اگر این شهادت ایشان را مد نظر قرار دهیم می توانیم استفاده کنیم که مرحوم میرزا نه تنها سطوح عالیه فقه و اصول را به اتمام رساند بلکه سالها در درس خارج فقه و اصول فقهای اصفهان شرکت نموده تا به درجه اجتهاد نایل امد و مجتهدا به نجف وارد شد.حداقل مجتهد متجری بوده است.

مرحوم میرزا علاوه بر تحصیلات جدی در فقه و اصول .درمعقول نیز با جدیت نزد اساتید به تحصیل پرداخت.خود ایشان به شاگردش مرحوم حجه الاسلام والمسلمین حاج شیخ عباسعلی اسلامی فرموده بود : متون فلسفی و عرفانی را با جدیت در اصفهان فرا می گرفتم و پس از اقامت در نجف نیز پیگیری می نمودم.

مرحوم آیت الله میرزا مهدی اصفهانی متون فلسفی و عرفانی را در اصفهان از اساتید بزرگی چون حضرات آیات : آخوند ملامحمد کاشانی ، میرزا جهانگیر خان قشقایی و سید محمد باقر درچه ای فرا گرفت

اقامت در نجف و تکمیل تحصیلات معقول و منقول

آیت الله میرزا مهدی اصفهانی در حدود سن ۲۰ سالگی به نجف رفت و تحصیلات معقول و منقول خود را ادامه داد.ایشان در نجف تحصیلات خود را زیر نظر آیت الله سید اسماعیل صدر پی گرفت

ایت الله سید اسماعیل صدر که سرپرستی علمی و معنوی میرزا را برعهده داشت به ایشان امر کرد که در درس خارج اصول اخوند خراسانی و درس خارج فقه علامه سید محمد کاظم یزدی صاحب عروه حاضر شود .مرحوم میرزا نیز تبعیت نمود .ایت الله سید اسماعیل صدر استاد میرزای نایینی در فقه و اصول بود .برای تقویت بنیه فقهی و اصولی میرزا از  شاگرد خود میرزای نایینی در خواست نمود که به طور خصوصی برای میرزا مهدی اصفهانی کلاسی برگزار نماید .ایشان  نیز قبول نمود.به این ترتیب میرزا مهدی اصفهانی علاوه بر شرکت در درس فقه علامه یزدی و اصول اخوند خراسانی در درس خصوصی میرزای نایینی نیز شرکت نمود.اغاز درس خصوصی میرزای نایینی برای میرزا مهدی اصفهانی  سال ۱۳۲۴ هق بود.یعنی همان سال انقلاب مشروطیت.این درس خصوصی میرزای نایینی تا زمان فوت اخوند خراسانی یعنی سال ذی حجه سال ۱۳۲۹ هق نیز ادامه داشت.در این مدت حداقل یک دور کامل اصول اخوند خراسانی را درک کرده بود و به مبانی  اصولی اخوند اشراف کامل پیدا نمود.با فوت اخوند،از ادامه شرکت در درس اخوند محروم شد.اما درس دو استاد دیگرش هنوز ادامه یافت.در سال ۱۳۳۸ هق مرحوم علامه سید کاظم یزدی صاحب عروه فوت نمود.همچنین ایت الله سید اسماعیل صدر نیز وفات یافت.از ابتدای شرکت در درس خارج فقه علامه یزدی توسط میرزا مهدی اصفهانی سالیان بسیاری گذشته بود و در این مدت ابواب مختلف فقهی به صورت اجتهادی توسط استاد تدریس شده و مرحوم میرزا با جدیت و تحقیق فرا گرفته بود.حضور میرزا در درس صاحب عروه چه از نظر مدت و چه از نظر جدیت در  امر تحصیل ان قدر شایان اهمیت بود که نام ایشان را در زمره برترین شاگردان فقهی علامه سید محمد کاظم یزدی ذکر نموده اند.در این سال ۱۳۳۸ هق درس میرزا مهدی اصفهانی نزد میرزای نایینی نیز به اتمام رسید.و در حالی که مرحوم میرزا مهدی اصفهانی  جوانی  35 ساله است در عید فطر شوال ۱۳۳۸ هق میرزای نایینی  اجازه کتبی  اجتهاد مطلق برای میرزا مهدی اصفهانی  می نویسد.و در ان اجازه اجتهاد کم نظیر از استعداد و هوش عالی میرزا تجلیل نموده  و می نویسد: در درس فقه و اصول  من سالهای زیادی در نجف با جدیت حاضر شده و درس را فهمیده  و تحقیق و تدقیق می نموده و    اکثر  مطالب درس فقه و اصول را که شرکت می نموده نوشته و تقریر نموده و خوب و دقیق تقریر نموده : ….واحسن و اجاد و ادی حق المراد و بلغ رتبه الاجتهاد .این اجازه اجتهاد مطلق است.و در ان اجازه تقریرات فقه و اصول  میرزا مهدی اصفهانی  را صراحتا تایید نموده است.کمتر کسی است از شاگردان میرزای نایینی که اینگونه اجازه اجتهادی داشته باشد که ضمن تصریح به اجتهاد  مطلق تقریراتش را نیز تایید نموده باشد .

تحصیل و تدریس معقول میرزا مهدی اصفهانی در نجف

مرحوم میرزا مهدی اصفهانی می فرماید : قریب ۲۰ سال به صورت جدی من به تحصیل و تحقیق در مبانی فلسفه و عرفان اشتغال داشتم .تحصیلات ایشان در متون فلسفی و عرفانی در اصفهان اغاز شد.ایشان فرموده اند : من در اصفهان به طور جدی متون فلسفی و عرفانی را فرا می گرفتم و در نجف نیز با همان جدیت پیگیری می نمودم. در اصفهان این مبانی را نزد اساتید بزرگی چون حضرات ایات اخوند ملا محمد کاشانی،جهانگیرخان قشقایی،سید محمد باقر درچه ای فرا گرفت.در عتبات عالیات عراق نیز ابتدا در سیر و سلوک شرعی نزد ایت الله سید اسماعیل صدر پرداخت تا به مقام تجرید و خلع بدن دست یافت.پس از ان در نجف متون فلسفی و عرفانی راِ به همراه سیر و سلوک نزد حضرات ایات شیخ مرتضی طالقانی .شیخ محمد بهاری و سید احمد کربلایی فرا می گرفت تا به انجا رسید  که به تعبیر خود میرزا :  اساتید فلسفه و عرفان ایشان  را به عنوان  استادی  این مبانی  پذیرفتند.ایت الله سید احمد کربلایی بزرگترین  عارف اصطلاحی  نجف که  بزرگترین شاگرد اخلاقی  و عرفانی ملاحسینقلی  همدانی بود .مرحوم میرزا مهدی اصفهانی را استاد فلسفه اشراق و عارف کامل دانسته و اجازه دستگیری سیر و  سلوکی از سالکان عرفان را به ایشان داد .به اینگونه مرحوم میرزا قبل از فوت ایت الله سید احمد کربلایی به چنین مقامی دست یافت و طبعا از سالکان عرفانی دستگیری می نمود.همچنین میرزا مهدی اصفهانی به عنوان یکی از اساتید معقول به تدریس مبانی فلسفی و عرفانی اشتغال یافت.جزوات و تالیفات بسیاری که نتیجه تقریرات درس اساتید یا پژوهشهای خود ایشان بود نیز نوشته بود و سخت به این مبانی  ترویج ان اهتمام می نمود.

تدریس اجتهادی  معارف اسلامی

مرحوم آیت الله میرزا مهدی اصفهانی علاوه بر تدریس خارج فقه و اصول، درس معارفی نیز در حوزه علمیه مشهد برگزار نمود.این درس معارف که مدتی پس از اغاز تدریس خارج ایشان در مشهد شروع شد،به صورت اجتهادی تدریس می شد.و فضلای زیادی در این  درس شرکت می کردند.اکثر فضلای ممتازی که شرکت کننده در درس خارج میرزا بودند و در مشهد مانده بودند در درس معارف میرزا نیز شرکت می نمودند.

بزرگانی چون حضرات ایات : حاج شیخ هاشم قزوینی.حاج شیخ مجتبی قزوینی.حاج میرزا علی اکبر نوقانی.حاج شیخ کاظم دامغانی.حاج شیخ هادی کدکنی،حاج شیخ حسینعلی راشد تربتی،حاج شیخ غلامحسین محامی بادکوبه ای،حاج شیخ محمود حلبی،حاج سید محمد رضا علم الهدی بروجردی،حاج شیخ علی محدث خراسانی،حاج شیخ اسماعیل معتمد،حاج سید حسین میرجهانی،حاج میرزا جواد اقا تهرانی،حاج سید سجاد علوی گرگانی،حاج میرزا حسنعلی مروارید،حاج اقا جلال مروارید،حاج شیخ علی نمازی شاهرودی،حاج شیخ محمد حسن بروجردی،حاج محمد باقر محسنی ملایری،حاج شیخ محمد رضا محقق تهرانی،حاج شیخ زین العابدین غیاثی تنکابنی،حاج سید کاظم مدرسی،حاج سید محمد باقر نجفی یزدی،حاج شیخ مرتضی علم الهدی،استاد محمد تقی شریعتی،حاج شیخ رجبعلی وفایی بجنوردی،حاج شیخ غلامحسین مصباح الهدی،آیت الله العظمی وحید خراسانی دامت برکاته، آیت الله العظمی حاج سید علی سیستانی دامت برکاته،دکتر احمد مهدوی دامغانی دامت برکاته  از شاگردان درس معارف میرزا هستند،که اکثرا دارای سوابق تحصیلی مبانی  فلسفی عرفانی  هستند.

وفات

مرحوم میرزا مهدی اصفهانی پس از یک عمر تلاش خالصانه برای تدریس معارف قرآن و عترت و تربیت مجتهدان و عالمان ربانی در روز پنج شنبه ۱۹ ذی الحجه  سال ۱۳۶۵ هق در مشهد به علت سکته قلبی در گذشت و پس از تشییع جنازه باشکوه در میان علما و اساتید حوزه و طلاب و فضلای حوزه مشهد در حرم مطهر رضوی در رواق دارالضیافه و زیر گنبد الله وردی خان که شاید حدود ۳۰ متری با  ضریح مطهر امام رضا علیه السلام فاصله داشته باشد به خاک سپرده شد.

آثار و تالیفات میرزا:

اساس معارف القران:

کتاب مفصل معارف به صورت استدلالی نوشته شده است

انوار الهدایه:

کتابی مهم در مباحث اعتقادی و معارفی که بحث قضا و قدر و بالاخص بحث مهم بدا را مفصل بحث کرده است

صوارم العقلیه:

در نقد عقاید شیخیه و بالاخص شیخ احمد احسایی.در این کتاب بسیار به شیخ احمد احسایی حمله می کند و او را در در اطلاع از مباحث فلسفه کم اطلاع معرفی می کند.

غایه المنی  و معراج القرب و القا: در بحث نماز

جنات الرضویه

ابواب الهدی:  در مباحث اعتقادی و  معارف اسلامی

مصباح الهدی: در اصول فقه.بخشی از مباحث اصول به صورت مختصر

معاریض و توریه

رساله هایی مختصری در فقه

تقریراتی از درس خارج فقه و اصول و معارف  ایشان که توسط فضلای شاگردان ایشان مانند حضرات‌آیات: حاج شیخ هاشم قزوینی،حاج شیخ مجتبی قزوینی،حاج شیخ محمد حسن بروجردی،حاج میرزا حسنعلی مروارید،حاج میرزا محمد باقر ملکی میانجی و …به یادگار مانده است.


آیت الله وحید خراسانی

گفتاری از آیت الله العظمی حسین وحید خراسانی: حوزه مشهد را متحول کرد

میرزا مهدی اصفهانی مرد ملایی بود. بدون تردید مجتهد مسلم بود. مجتهد قطعی، مجتهد مطلق، او مرد نخبه‌ای بود. در عظمت علمی میرزا اجازه اجتهاد میرزای نائینی به ایشان کاشف مطلب است. اجازه اجتهاد مطلق داده به میرزا آن‌هم با چه اوصاف و القابی و تصریح کرده که سال‌ها در درس فقه و اصول من شرکت نموده و در درس من تحقیق و تدقیق شرکت می‌نموده و درس را عمیق می‌فهمیده و اکثر درس‌هایی را که شرکت کرده تقریر نموده و چقدر خوب و دقیق تقریر نموده: واحسن و اجاد و ادی حق المراد و بلغ رتبه الاجتهاد …. میرزا مهدی اصفهانی از اکابر شاگردان میرزای نائینی بوده است. از آن چند نفری که حرف‌هایش را، (در اصول) با آن‌ها پخته کرده است. میرزا ابتدا فقط خودش به‌طور خصوصی در درس میرزای نائینی شرکت می‌کرده بعد آقا سید جمال‌الدین گلپایگانی به این درس خصوصی اضافه شد بعد آقا سید محمود شاهرودی اضافه شد بعد آقا شیخ موسی خوانساری.

آقا میرزا مهدی از آن کسانی است که تا کسی او را ندیده باشد نمی‌داند که بود. به عقیده من، ملایی آقا میرزا مهدی در آن حد بود که وقتی من رفتم نجف، آقا سید محمود شاهرودی از من پرسید: اینجا آمدی چه دیدی؟ آقای شاهرودی کسی بود که در مشهد بعد از فوت آقا سید ابوالحسن اصفهانی، که مردم مرجع تقلید می‌خواستند، آقا شیخ هاشم قزوینی گفت: بعد از فوت آقا سید ابوالحسن چون به نظر من دقیق‌ترین مبانی، مبانی میرزای نائینی است و آشنا به مبانی ایشان آقای شاهرودی است بنابراین اعلم است. شاهرودی یک چنین شخصیتی بود. به مرحوم شاهرودی گفتم: نسبت به اصول نائینی آنچه ما در مشهد (از درس میرزای اصفهانی) تلقی کردیم، زیادتی در نجف نبود. مرحوم آقا سید جمال‌الدین گلپایگانی هم از من پرسید. من گفتم: من میرزا را این‌طور دیدم. مرحوم آقا سید جمال‌الدین گلپایگانی فرمود: میرزا از آن شش یا هفت نفری است که نائینی در دوره اول،حرف‌های (اصولی) خود را با آن‌ها پخته کرده بود.

میرزا کسی است که وقتی وارد مشهد شد،حوزه مشهد را منقلب کرد. یعنی همه فضلای مشهد محصول آقا میرزا مهدی هستند. برای اینکه در مشهد درس فقط درس (آقا میرزا محمد) آقازاده بود. البته من خودم آن وقت درس آقازاده را درک نکردم چون سنم مقتضی نبود. میرزا حرف‌های نائینی را آورد. دران وقت. تقریرات نائینی چاپ نشده بود و این حرف‌ها را میرزا طرح کرد. فضلای مشهد هم از میرزا می‌گرفتند و می‌بردند پیش آقازاده و او هم شروع می‌کرد به نقد و ابرام. حوزه مشهد آن وقت به جایی رسید که بلا تأمل هرکه از مشهد می‌رفت نجف گل می‌کرد. خلاصه میرزا از جهت ملایی‎اش این جور بود.

میرزا از هر جهت تمام بود. هم علمش. هم اخلاقش. هم عملش. او مرد نخبه‌ای بود.انصافاً علاوه بر شخصیت علمی، قدرت این را داشت که حوزه مشهد را متحول کرد. شهادت اجتهادش از نائینی هست. خودش هم دارای کمالاتی بود. علاوه بر فقه و اصول، مرد ریاضت کشیده‌ای از جهت نفسانیت بود.

حرف ایشان این بود که سنخیتی که (در فلسفه) میان علت و معلول قائل‌اند، باطل است. وحدت وجود و موجود از ابطل اباطیل و کفر محض است. مبانی ایشان، اساساً با مبانی فلسفی و عرفانی مخالف بود. این عقیده خود میرزا بود و من خودم این را از او شنیده‌ام عین این حرف را من شهادت می‌دهم که میرزا با وحدت وجود و موجود مخالف بود و آن را بلااشکال کفر می‌دانست. حرف‌های ایشان هیچ شباهتی به حرف‌های فلاسفه نداشت. ضد فلسفه و عرفان و تصوف بود. با محی‌الدین بن عربی و همه این‌ها مخالف بود. او مجتهد مسلم بود. مجتهد قطعی. مجتهد مطلق بود. آن هم در اوج تقوا. من مرحوم میرزا در مشهد درک کردم بعد در تهران به درس میرزا مهدی آشتیانی رفتم و از ایشان در مباحث مختلف فلسفی و آنچه تدریس می‌کردند مطالبی آموختم در حدی که ایشان قبول کردند که من حرف‌هایشان را دارم و آنچه را که فرموده‌اند را فهمیده‌ام و به آن‌ها رسیده‌ام. به من فرمودند: علت اینکه حرف‌های من را فهمیده‌ای اما آن را قبول نمی‌کنی چیست؟ من گفتم: جهتش این است که من از مرحوم میرزا مهدی اصفهانی مطالبی یاد گرفته‌ام که با توجه به آن‌ها نمی‌توانم قبول کنم.

ما بارها منزل میرزا می‌رفتیم. فرش منزل میرزا دو عدد پلاس بود و خود میرزا از چاه آب می‌کشید و توی حوض می‌ریخت و من این‌ها را خودم شاهد بودم…میرزا نوکر نداشت.

من از شاگردان مرحوم میرزا شنیده بودم که ایشان تخلیه روح دارند. بعد از درس که خلوت شد به مرحوم میرزا گفتم: من سخت باورم. این‌ها حرفی زده‌اند. اما من می‌خواهم از خودتان بشنوم. شما تخلیه روح دارید.؟ ایشان مکثی کردند و گفتند: بله. من می‌توانم روحم را دو ساعت از بدنم جدا نگه دارم. سپس گفتند: من تجرد عن تجرد هم دارم. و بعد تجرد عن تجرد را توضیح دادند.



محمدرضا حکیمی

استاد محمدرضا حکیمی: پالایش ِمعارف ِاسلامی

استاد محمدرضا حکیمی از چهره‌های شاخص مکتب تفکیک است. ایشان دارای آثار و تألیفات زیادی است که منتشر شده است. مشهورترین کتاب ایشان کتاب مکتب تفکیک است که بیش از سه دهه پیش به چاپ رسید. استاد حکیمی برای اولین بار اصطلاح مکتب تفکیک را وضع نمود و در تعریف آن نوشته است که تفکیک به معنا جداسازی است و اصطلاح مکتب تفکیک را برای تفکری وضع نموده که صاحب آنان قائل هستند مبانی اعتقادی و معارف اسلامی را باید از قران و عترت فرا گرفت که بر گرفته از وحی الهی است و خطاناپذیر است. خداوند متعال اشراف بر همه حقایق و واقعیت‌های خارجی و اسرار این عالم و علوم و معارف دارد. که آن‌ها را برای پیامبر اسلام و جانشینان معصوم ایشان بیان نموده و آن‌ها نیز این حقایق و علوم و معارف را برای مردم بیان نموده‌اند. بنابراین برای آشنایی با حقایق عالم و معارف و رشد علمی و معنوی صحیح باید در محضر پیامبر اسلام و جانشینان معصوم ایشان زانوی تلمذ و شاگردی زده و سعادت دنیا و آخرت خویش را از این طریق تضمین نمود. استاد محمدرضا حکیمی می‌فرماید: اصل تعقل و تفکر را نمی‌توان انکار کرد و متفکران زیادی در طول تاریخ اسلام وجود داشته‌اند ولی چون معصوم نبوده‌اند طبیعی است دچار اشتباهات متعدد شده‌اند. فلسفه به معنای عام آن که تفکر و تعقل است را نمی‌توان انکار کرد اما فلسفه به معنای تفکر خاص مورد نقد مکتب تفکیک است. فلاسفه بزرگی در طول تاریخ اسلام وجود داشته‌اند مانند ابوعلی سینا. شیخ اشراق. ملاصدرا و…که در موضوعات متعدد فلسفی نظر داده و هر کدام تفکر و تحلیل خود را ارائه داده‌اند که با یکدیگر متفاوت است. مسائلی را که یک فیلسوف ادعای برهان درباره آن نموده فیلسوف دیگر، آن را مخدوش اعلام می‌نماید.

 در مورد عرفان نیز همین تفاوت‌ها وجود دارد. هر چند که اگر ریاضت به‌طور صحیح و مطابق با دستورات شرع باشد می‌تواند منجر به کشف صحیح شود و برخی حقایق و واقعیت‌ها را از آن طریق کشف کرد. لیکن گاهی تفکرات شخصی مرتاض در کشف تأثیرگذار می‌شود. گاهی طریق ریاضت غیرشرعی است. گاهی مکاشفات شیطانی است و از ناحیه شیطان القا می‌شود. گاهی خطا در برداشت در تحلیل مکاشفه رخ می‌دهد. لذا نمی‌توان به هر ریاضت و کشفی اعتماد نمود. ریاضت اگر شرعی باشد و مکاشفه صحیح واقع شود و تحلیل درست یابد. باید مطابق با عقل و شرع باشد و عقل و شرع آن را تأیید نماید. چنین کشف و شهودهایی اگر چه ممکن است و گاهی رخ می‌دهد و لیکن نمی‌توان همه حقایق را از این طریق به دست آورد و مکاشفات صحیح نیز به ندرت اتفاق می‌افتد. بنابراین تعقل صحیح و کشف صحیح و فهم درست از وحی، در شناخت واقعیات و حقایق اشتراکاتی دارند لیکن دامنه دید وحی از عقل و کشف بیشتر است. بنابراین اگر چیزی به نام تعقل و تفکر که از آن به فلسفه تعبیر می‌کنند یا کشف و شهود که از آن به عرفان تعبیر می‌کنند مطابقت با وحی و شرع نداشت از درجه اعتبار ساقط است. مکتب تفکیک معتقد است نتیجه تفکرات خاص فیلسوفان اسلامی در موارد متعددی با تعالیم دین اسلام مغایرت دارد. همچنین نتیجه ریاضت‌ها و مکاشفات عارفان اسلامی در موارد متعددی مغایر با تعالیم اسلام است. و متأسفانه با توجه به این مخالفت افکار فیلسوفان و عارفان آن‌ها مدعی شده‌اند که این تفکرات خاص فیلسوفان و عرفا و کشف و شهودهای خاص و تحلیل‌های اشتباه عارفان با تعالیم اسلامی یکی است و عین یکدیگر است.

مکتب تفکیک معتقد است باید بین نظرات فیلسوفان و نظرات عارفان و دین اسلام تفکیک و جداسازی انجام گیرد این کار یک ضرورت علمی است. با تفکیک این مبانی جداگانه هم از دین اسلام حفاظت می‌شود و هم مبانی و نظرات خاص فیلسوفان مشخص شده و هم نظرات خاصِ عرفا را می‌توان به دست آورد. و درباره صحت و سقم آن‌ها و ارزش علمی آن می‌توان قضاوت نمود. نباید سطح فکر و داده‌های بشر را که مملو از خطا و اشتباه است و به تعبیر قران علم قلیل است با تعالیم اسلام که ناشی از وحی الهی و خطاناپذیر و برگرفته از علم بی‌پایان الهی است یکی دانست و با آن مقایسه کرد. یکی دانستن تعالیم الهی با تعالیم بشر خیانت است به قران و عدم توجه به مبانی قران و عترت و اخذ از تعالیم فلاسفه و عرفای بشر مساوی با بی‌اعتنایی به اهل‌بیت است. مرحوم آیت‌الله میرزا مهدی اصفهانی نیز پس از آنکه سالیان بسیار سرگرم فراگیری مبانی فلسفی و عرفانی بود و احاطه کامل به این مبانی پیدا نمود دلش آرام نگرفت و متوجه شد که نتیجه تعالیمی که از فلاسفه و عرفا یاد گرفته با تعالیم قران و عترت ناسازگار است و مغایرت آن‌ها حتمی است و فقط شاید با توجیه و تأویل‌های غیرعلمی آیات و روایات بتوان آن‌ها را یکی قلمداد نمود. لذا از این مبانی فلسفی و عرفانی فاصله گرفت و در همین ایام نیز تشرفی در وادی‌السلام نجف در بیداری برایش حاصل شد و نوشته‌ای نزد حضرت بقیه‌الله(عج) دید که دران این عبارت بود: طلب المعارف من غیر طریقنا اهل البیت مساوق لانکارنا و قد اقامنی الله و انا الحجه بن الحسن. پس از این تشرف بر عقیده جدیدش استوارتر گشت و به اطمینان قلبی وی افزوده گشت و با پشتکار و جدیت بیشتری به فرا گیری مبانی قران و عترت اشتغال ورزید تا آنگاه که خود در این مبانی صاحب‌نظر گردید و به هنگام اقامت در حوزه مشهد تدریس معارف اسلامی بر مبنای قران و عترت را آغاز کرد و مبانی فلسفی و عرفانی را نقد نموده و اشکالات و مغایرت‌های آن را با مبانی قران و عترت برای فضلا و اساتید آشکار ساخت و شاگردان بزرگ و برجسته‌ای را در معارف قران و عترت تربیت نمود. استاد محمدرضا حکیمی در کتاب مکتب تفکیک می‌نویسد: سابقه تفکر تفکیکی به زمان ابتدای صدر اسلام می‌رسد و در طول تاریخ اسلام همیشه علمای زیادی بوده‌اند که از مبانی قران و عترت دفاع نموده و خطاهای مبانی فلسفی و عرفانی را آشکار می‌نمودند. در هر قرنی این بزرگان وجود داشته‌اند تا به قرن ۱۴ ه.ق رسید که در این میان ارکان مکتب تفکیک که بیشتر در این جهت اقدام نمودند عبارت هستند از سه شخصیت بزرگ علمی و معنوی: آیت‌الله میرزا مهدی اصفهانی، آیت‌الله سید موسی زرآبادی و آیت‌الله شیخ مجتبی قزوینی که شاگرد این دو استاد عالی‌قدر بوده است.

استاد حکیمی ۱۲ سال شاگرد آیت‌الله شیخ مجتبی قزوینی بوده است و مبانی قران و عترت را از ایشان فرا گرفته است. استاد محمدرضا حکیمی می‌نویسد: باید تقلید در افکار فلاسفه و عرفا را کنار گذاشت و به اجتهاد در این مبانی پرداخت کاری که مرحوم آیت‌الله میرزا مهدی اصفهانی و آیت‌الله سید موسی زرآبادی و آیت‌الله شیخ مجتبی قزوینی انجام می‌دادند و به آن دعوت می‌کردند و در این مسیر شاگردان برجسته‌ای را تربیت نمودند. استاد حکیمی در کتاب مکتب تفکیک نام برخی از شاگردان تربیت یافته این بزرگان را که از آن‌ها به عالمان تفکیک تعبیر نموده است اسم می‌برد. استاد حکیمی می‌نویسد: من نمی‌گویم آیت‌الله میرزا مهدی اصفهانی معصوم است و خطاناپذیر است. و از نقد علمی آثار و تألیفات معارفی ایشان نیز استقبال می‌نمایم به شرطی که شخص نقد کننده آگاه به مبانی معارفیِ میرزا باشد و توان نقد علمی ایشان را داشته باشد. اگر کسی بخواهد معارف خاص میرزا مهدی اصفهانی را بفهمد و نقد کند، باید از علم کلام و فلسفه و عرفان مطلع باشد سپس معارف و مبانی میرزا را بداند تا نکات و دقایق و ظرایف حرف ایشان را متوجه شود تا بعد بتواند آن را نقد کند که کار هر کسی نیست.


Untitled-2

اسماعیل غروی: در زهد و تقوا انسانی کم‌نظیر بود
استاد اسماعیل غروی فرزند آیت الله میرزا مهدی غروی اصفهانی مدرس مبانی آثار و تالیفات پدر خویش است. ایشان همچنین از شاگردان مرحوم امام خمینی، ایت الله العظمی بروجردی و علامه طباطبایی است. وی در این گفت و گو به توصیف شخصیت مرحوم آیت الله میرزا مهدی اصفهانی پرداخته است.

از سیر تحصیلات پدرتان، مرحوم میرزا مهدی اصفهانی برای ما بفرمایید.

در ابتدا با مرحوم بهاری همدانی مأنوس بود. به حدی در این مسیر حرکت کرد که خودش را از آب و گل بیرون کشید. معاشرت مرحوم میرزا با مرحوم بهاری همدانی سبب شد که به سمت عرفان کشیده بشود. حاج رحیم ارباب مرحوم والدم را از اصفهان به کربلا فرستاد. در کربلا آیت‎الله سید اسماعیل صدر دست ایشان را گرفت. مدتی در آنجا ماند و بعد به سامرا و سپس به نجف اشرف رفت. خود ایشان می‎گفت: «مدتی در منزل میرزای نائینی مطالبی در فقه و اصول را آموختم و با ایشان به‎طور خصوصی درس فرا می‎گرفتم.» مرحوم نائینی ایشان را به حوزة نجف می‎برد تا در درس دیگر بزرگان هم تلمذ کند. در تحصیل علوم دینی تا جایی می‎رسد که مرحوم میرزای نائینی به ایشان اجازة اجتهاد می‎دهد. نامة اجازة اجتهاد میرزای نائینی موجود است. یک بار آیت‎الله وحید خراسانی فرمود: «در طول عمرم به این مقدار ندیدم کسی از سوی میرزای نائینی معرفی و تمجید بشود.» در وصف مرحوم میرزا مقاماتی برشمرده که بی‎نظیر بود. مرحوم میرزا به مشهد رفت و هیچ‎گاه از این تعریف و تمجیدهای مرحوم میرزای نائینی برای کسب شهرت خود استفاده نکرد. چنین شخصیت‎هایی دیگر در زمان ما وجود ندارند. میرزا در زهد و تقوا انسانی کم‎نظیر بود. البته اگر ریاضت می‎کشید برای خانواده‎اش و فرزندانش کم نمی‎گذاشت.

بیشتر در کدام حوزه تحصیل کرد؟

میرزا هم حوزة کربلا و هم سامرا و هم نجف را درک کرده بود؛ اما آن‎طور که شنیدیم بیشتر در نجف حضور داشت. وقتی از نجف به مشهد برگشت، حوزة علمیة مشهد با دست با کفایت میرزا محمد آقازاده اداره می‎شد. شیخ هاشم قزوینی در مدرسة نواب درس خارج می‎داد. من در مدرسة نواب قدری تلمذ داشتم. یک مدرس پایین داشت و یک مدرس طبقة بالا. شیخ هاشم قزوینی در مسجد مدرسه تدریس می‎کرد و صد و پنجاه شاگرد داشت. مسجد مدرسة نواب روبه‎روی مدرسة نواب است و در حال حاضر هم موجود است. یعنی هر کسی به مدرسه برود، آن را می‎بیند. شیخ هاشم قزوینی می‎فرمود: «در حین تدریس دیدم طلبه‎ای می‎آید، اما از لباده‎اش متوجه شدم که ایرانی نیست و از حوزة علمیة نجف می‎آید. آمد و وسط میان طلبه‎ها نشست. درس فقه و اصول بود. سؤالی پرسید و من جواب دادم. به جواب من سؤال دیگری کرد که نتوانستم جواب بدهم. از جای خودم بلند شدم و گفتم استادی برازندة شما است و من باید شاگرد شما باشم.» تقوا را ببینید. استادی با صد و پنجاه شاگرد کرسی درس خود را به استاد دیگری که از نظرش لیاقت و شایستگی دارد، می‎سپارد.

خود حضرتعالی در محضر کدام یک از بزرگان تلمذ کردید؟

بنده درس شیخ هاشم قزوینی را درک کردم و دروس ایشان را تقریر کردم. همچنین درس آیت‎الله العظمی بروجردی را تا زمانی که در قید حیات بود، حضور داشتم و معمم هم بودم. پس از مدتی به تهران رفتم و بعد نزد آیت‎الله سید یونس اردبیلی حاضر شدم. نزد ایشان آمدم و گفتم: «می‎خواهم در تهران بمانم. آموزش و پرورش هم مرا می‎پذیرد. آیا از نظر شما اشکالی ندارد که حقوق بگیر باشم؟» ایشان فرمود: «نه. اما درسی که می‎دهی دقت کن تا بچه‎ها آن را خوب بفهمند.» مجوز را گرفتم و به آموزش و پرورش رفتم. من درس خمس سید یونس اردبیلی را حاضر شدم و به زبان عربی تقریر کردم. لهجة ایشان در تدریس ترکی بود.

در تشییع جنازة مرحوم والدم حضور داشتم و حدوداً هشت یا نُه ساله بودم. از کوچه‎ای جنازه را آوردند که روبه‎روی حرم است. جنازه را نزدیک حرم نگه داشتند. چهارپایه گذاشتند و سید یونس روی آن رفت و گفت: «نامه‎ای دارم که بنا بود در آن وقتی باز بشود که مرحوم میرزای نائینی و میرزا مهدی فوت کنند. حالا هر دو فوت کردند و می‎توانیم نامه را باز کنیم و بخوانیم.» سید یونس نامه را باز کرد. در این نامه مرحوم نائینی نوشته بود: «هر شب جمعه با میرزا مهدی به زیارت حرم امیرالمؤمنین می‎رفتیم. بعد از زیارت من به خانه برمی‎گشتم و او به مشهد می‎رفت.» منظور این بود که طی الارض می‎کرد و از نجف به زیارت حضرت امام رضا علیه‎السلام مشرف می‎شد.

میرزا در بدو ورود به مشهد چه درسهایی میگفت؟

وقتی میرزا به مشهد رفت، درس احمد کفایی و فقه حاج حسین تعطیل شد. این افراد شخصیت‎های کمی نبودند. شیخ محمود حلبی به همراه چند تن دیگر از زبده‎ترین شاگردان مرحوم احمد کفایی بود. وقتی مرحوم میرزا مهدی اصفهانی به مشهد آمد، همگی درس ایشان را شرکت کردند. در ابتدای تدریس مبانی مرحوم میرزای نائینی را تدریس می‎کرد. پس از مدتی مبانی نظری خودش را که با معارف اهل‎بیت عجین بود، بیان کرد.

مهم‎ترین شاگردان میرزا، محمود حلبی بود. سه کتاب داشت: حجیة القرآن، معارف الهیه و بحثی پیرامون نظام تشریع. تمام نوشته‎های ایشان را مرحوم والدم، میرزا مهدی اصفهانی دیده بود. گاهی فقط یک کلمه از کتاب را خط زده و تصحیح کرده است. خود شیخ محمود حلبی می‎گفت: «نوشته‎هایم را برای تصحیح شب جمعه به میرزا می‎دادم و صبح شنبه آن‎ها را به من تحویل می‎داد.»

از سوی مخالفان میرزا در مشهد، ممانعت و مشکلی برای تدریس ایشان به وجود نمیآمد؟

یکی از مخالفان میرزا، سیف‌الله ایسی بود که از متعصبان فلسفه به شمار می‎آمد. با این حال مشکلی برای ایشان در مشهد نبود. در واقع حوزة مشهد را مبانی میرزا فرا گرفته بود.

موضع دیگر اساتید فلسفه آن موقع نسبت به سطح و سواد علمی میرزا چه بود؟

از مدرسین تراز اول فلسفه در مشهد شیخ محمود حلبی بود. ایشان شاگرد آقای شهیدی مدرس فلسفه در مشهد بود. شیخ محمود حلبی می‎گفت: «در روز اولی که می‎خواستم به درس میرزا بروم، از استاد خودم آقای شهیدی اجازه خواستم. ایشان گفت: به درس میرزا برو، به شرطی که بیایی و به من بگویی در درس چه گفت؟… روز اولی که به درس میرزا رفتم، از تدریس ایشان مبهوت شدم. در راه برگشت به فکر سخنان میرزا بودم؛ به‎طوری که در بازار هر که به من سلام می‎کرد، متوجه نمی‎شدم. فردای آن روز چندین نفر به من گفتند: حاج آقا دیروز هر چه سلام کردیم جواب نمی‎دادی. مطالب میرزا را به آقای شهیدی گفتم. ایشان هم تعجب کرد و گفت عجب عرشی است میرزا. هر روز به درس ایشان برو و مطالبش را برای من بازگو کن!»

میرزا فقه و اصول را بر مبنای قرآن و روایات می‎گفت و مبانی فلسفه و عرفان را از اساس نقد می‎کرد.

از ازدواج والد خود برای ما بگویید و اینکه حاصل ین ازدواج چند اولاد بوده است؟

فامیل‎های میرزا در سرخس بود و سپس به مشهد می‎روند. خانوادة مادر ما در مشهد با فامیل‎های میرزا آشنا بودند. خانوادة میرزا پیشنهاد ازدواج می‎دهند. مادرم سیزده سال با پدرم فاصلة سنی داشت. یعنی کوچک‎تر بود. نتیجة این ازدواج سه پسر و یک دختر است. خواهر ما در شش ماهگی فوت کرد. برادر بزرگ من فوت کرده و یک برادر دیگر دارم که در قید حیات است. مادرم همسر دوم میرزا بود. در واقع وقتی همسر اول میرزا به رحمت خدا رفت، با مادرم ازدواج کرد.

معاصران ایشان در مشهد و قم و نجف چه کسانی بودند؟

در مشهد با حاج حسین قمی، محمد آقازاده، احمد کفایی، شهیدی و… و در قم با حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی هم‎عصر بود. یک بار که از نجف می‎خواست به مشهد برود، از بروجرد می‎گذرد و با آیت‎الله بروجردی ملاقات می‎کند. در نجف هم میرزا نائینی بود که در واقع استاد ایشان به شمار می‎آمد.

برجستهترین شاگردان میرزا چه کسانی بودند؟

برجسته‎ترین شاگردان میرزا در دورة اول شیخ محمود حلبی، شیخ کاظم دامغانی و شیخ غلامحسین بادکوبه‎ای بودند. در دورة سوم آیت‎الله مروارید و میرزا تهرانی و آیت‎الله شاهرودی و… بودند. در اواخر سطح مطالب خود را پایین‎‎تر آورد.

روش تربیتی ایشان در منزل چگونه بود؟ آیا هیچ گاه شما در مجبور به کاری میکرد؟

ایشان در منزل هیچ‎گاه به فرزندانش تحکم نمی‎کرد. بسیار آرام و مهربان بود. البته فقط به ما می‎گفت که تاریک که می‎شود به خانه برگردید. نگذارید پس از غروب بیرون از خانه باشید. یک شب به همراه برادر بزرگم ابراهیم تا شب بیرون بودیم. وقتی به خانه برگشتیم، مادرمان گفت که نزد پدرتان بروید و بگویید که چرا تا الان بیرون بودید. ما هم رفتیم و گفتیم که مجسمه‎ای در شهر بود و برای تماشا رفته بودیم. ایشان هم فرمود دیگر تکرار نشود و قبل از غروب در خانه باشید. چون شهر در شب‎ها وضعیت مناسبی ندارد. مادر ما هم بسیار ملاحظة پدر را می‎کرد. با این حال پدرم هیچ گاه بر ما سخت‎گیری نداشت. سر مسائل دینی هم هیچ‌گونه اجباری در منزل نبود. یادم نمی‎آید که مرحوم والدم عصبی شده باشد.

اینکه مرحوم امام خمینی با مرحوم میرزا ملاقات داشته، صحت دارد؟

بله، امام دیدار و ملاقاتی با میرزا مهدی اصفهانی داشت. البته در آن موقع ایشان را با نام حاج آقا روح‎الله می‎شناختند. در آن دیدار بحث علمی میان آنان ردوبدل می‎شود. میرزا به آیت‎الله مروارید می‎گوید: «اینکه می‎گویند حاج آقا رو‎ح‎الله مذاق فلسفی دارد، درست است.»

در پایان اگر نکتة خاصی در باب میرزا مهدی اصفهانی و خصوصیات اخلاقی ایشان باقی مانده، به عنوان حُسن ختام گفتوگو بیان بفرمایید.

تمام وقت میرزا صرف مطالعه و نوشتن می‎شد. زاهد به معنای واقعی کلمه بود و وقتی از دنیا رفت هیچ چیزی برای ما نگذاشت.


Untitled-3

دکتر احمد مهدوی دامغانی: احاطه کاملی به آراء میرزای نائینی داشت/ اولین کسی بود که نظرات نائینی را به ایران آورد

دکتر احمد مهدوی دامغانی از چهره های برجسته حوزه و دانشگاه فرزند مرحوم آیت الله شیخ کاظم مهدوی دامغانی(شاگرد میرزا مهدی اصفهانی)است. ایشان در حال حاضر استاد دانشگاه در پنسیلوانیا و هاروارد آمریکا است. ترجمه دعای کمیل، ندبه و صحیفه سجادیه به زبان انگلیسی و فرانسوی از جمله آثار ایشان است.

جناب استاد دامغانی بفرمایید شما چگونه و از چه زمانی با آیتالله میرزا مهدی اصفهانی آشنا شدهاید؟ پدر شما از شاگردان آیتالله میرزا مهدی اصفهانی بودند. از رابطه ایشان با استاد و علاقه ایشان بفرمایید.

من از کودکی و نوجوانی در حدود ۸ سالگی مرحوم آیت‌الله میرزا مهدی اصفهانی را می‌دیدم. چون مرحوم آیت‌الله میرزا مهدی اصفهانی در مدرسه علمیه پریزاد مشهد که در نزدیک حرم مطهر امام رضا علیه‌السلام بود، بعد از نماز مغرب و عشا تدریس خارج اصول می‌داد. من ملازم پدر بودم و در جوار محلی که میرزا تدریس می‌کرد تکالیف مدرسه دبستان و دبیرستان خود را انجام می‌دادم و پدرم نیز در درس خارج اصول ایشان شرکت می‌کرد. از حدود سال ۱۳۱۳ ه.ش تا سال ۱۳۲۰ ه.ش این وضعیت ادامه داشت. بنابراین من به برکت پدر و شرکت ایشان در درس خارج میرزا سالیان بسیار مرحوم میرزا را زیارت می‌کردم.

از چهره و سیمای مرحوم آیتالله میرزا مهدی اصفهانی چیزی به خاطر میآورید.؟

بله. مرحوم آقای میرزا را از هنگامی که اندکی بیش از ۵۰ سال داشتند زیارت کردم و می‌توانم عرض کنم که معظم له از همان سال‎های ۱۳۱۳ ه.ش تا آخرین باری که چشمم در رمضان سال ۱۳۶۵ ه.ق معادل ۱۳۲۵ ه.ش به دیدار ایشان روشن شد، تقریباً به یک صورت و هیئت باقی مانده بود و تغییر محسوسی در شمایل ایشان حاصل نشده بود. خاصه آن‎که چون حضرتش دائماً خضاب استعمال می‌فرمود، محاسن شریفش همواره سیاه می‌نمود. قد ایشان متوسط و میانة بالا بود. رنگ صورتش سفید و چشمانش درشت و نافذ و بسیار خوش حالت بود و گاه اثر سرمه در آن مشاهده می‌شد. بینی‌شان معتدل و بلکه کوچک و لبانش باریک بود و در مجموع چهره‎ای بسیار زیبا و جذاب داشت که در آن سلطنت علمی و مهابت روحانی و عزت قدسی ایشان متجلی بود و به اصطلاح فرنگی که این ایام در ایران هم رایج شده است، از صورت و سیمای ایشان کاریزمای نافذ و قاهری ساطع بود. لباس ایشان در تابستان قبای ساده با عباهای نازک معمولی نجفی (نه از آن خاشیه‎های گران‌قیمت) و در زمستان قبایی برکی یا از پارچه پشمی و عبایی از عباهای مشکی پشمی مازندرانی و گیلانی ‌بود و من حالا هر چه در خاطرم مرور می‌کنم هیچ وقت ایشان را با عباهای پشمی معروف به نائینی مشاهده نمی‌کنم. هم اکنون صورت شریف نازنینی از ایشان در خاطرم نقش بسته است که «هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود» وصفی از آن است. ایشان را با همان عبای سیاه مازندرانی که کمی هم براق می‌نمود، مدنظر دارم. حضرت میرزا در سال‎های ۱۳۶۱ تا ۱۳۶۵ ه.ق گاه صبح‌های جمعه به اصطلاح جلوس می‌فرمود و از کسانی که خدمتشان می‌رسیدند با آب انجیر پذیرایی می‌شد و این پذیرایی با آب انجیر برای همه کسانی که آن روز به زیارتشان می‎آمدند، یکسان بود.

نظر شما راجع به شخصیت علمی و معنوی میرزا که استاد محمدرضا حکیمی در کتاب مکتب تفکیک آوردهاند، چیست؟

دربارة مقام علمی و مقامات معنوی و نحوة تفکر مرحوم آقای میرزا که مرقوم فرموده‌اند شرح جامع و مانعی می‎دانم.

فرمودید فضلای حوزه علمیه مشهد در درس خارج اصول میرزا در مدرسه علمیه پریزاد شرکت میکردند. سطح علمی این درس در چه سطحی بود و تسلط میرزا و تبحر ایشان در اصول فقه چگونه بود؟

مرحوم میرزا از سال ۱۳۴۰ ه.ق تا سال ۱۳۶۵ ه.ق در حوزة مشهد تدریس خارج اصول داشت. ایشان از شاگردان برجسته میرزای نائینی بود و احاطة کامل به نظرات ایشان داشت. قبل از اینکه مرحوم میرزا در مشهد درس خارج اصول شروع کند و فضلا در این درس شرکت کنند سال‌ها در درس خارج فقه و اصول آیات عظام حاج آقا حسین قمی و میرزا محمد آقازاده خراسانی شرکت کرده بود و به مبانی شیخ انصاری و آخوند خراسانی آشنا بود؛ ولی نظرات اصولی میرزای نائینی برایش تازه بود که با خود به مشهد آورد. فضلا هم برای آشنایی با مبانی میرزای نائینی و هم برای آشنایی بیشتر با ظرافت‎کاری‎های نظرات شیخ انصاری و آخوند خراسانی سال‌ها در درس خارج اصول میرزا شرکت می‌کردند. غیر از فضلای جوان، آن‎هایی که سال‌ها درس خارج اصول مرحوم آیت‌الله حاج آقا حسین قمی و آیت‌الله میرزا محمد آقازاده خراسانی شرکت کرده بودند و خود از اساتید و مدرسان متون مهم اصول فقه مثل قوانین و کفایه و رسایل بودند، در درس خارج اصول میرزا شرکت می‌کردند؛ و این خود حکایت از تبحر میرزا در علم اصول دارد.

آیا در میان شرکت کنندگان درس خارج اصول میرزا مجتهدین نیز شرکت میکردند؟

بله. برخی از اساتید و مدرسین سطوح عالیه فقه و اصول که خود مجتهد مسلم بودند نیز در این درس شرکت می‌کردند که این عظمت علمی و تبحر میرزا را در اصول و فقه نشان می‌دهد. به عنوان نمونه برخی از این مجتهدین مسلم را که در درس خارج اصول میرزا در مدرسه پریزاد شرکت می‌کردند، بیان می‌کنم: بزرگانی مانند حضرات آیات: حاج شیخ هاشم قزوینی، حاج شیخ مجتبی قزوینی، حاج شیخ غلامحسین محامی بادکوبه‎ای، حاج میرزا علی اکبر نوقانی، حاج شیخ محمود حلبی، حاج شیخ سیف الله ایسی، حاج آقا حسین موسوی شاهرودی، حاج شیخ کاظم شاهکویی نجفی، حاج شیخ محمد غروی قوچانی، شیخ محمد حسن بروجردی، شیخ محسن نخجوانی، و… .

پدر شما چه مدتی درس میرزا شرکت میکردند؟ نظرشان راجع به میرزا چه بود. فرمودید در آن زمان که درس خارج اصول میرزا شرکت میکردند مجتهد بودند؟

از جمله این اساتید و مجتهدین مسلم، پدرم آیت‌الله حاج شیخ کاظم مهدوی دامغانی رحمه الله علیه بودند.

از وقتی که من یادم می‎آید که همان حدود سال ۱۳۱۳ ه.ش بود تا سال ۱۳۲۰ ه.ش که پدرم درس خارج میرزا شرکت می‌کرد، ممکن است که قبل از سال ۱۳۱۳ ه.ش نیز شرکت می‌نمودند که من به یاد ندارم.

بله. پدرم سال‌ها در حالی که مجتهد مسلم بود در درس خارج میرزا شرکت می‌کرد. ایشان از آیات عظام میرزای نائینی، آقا سید ابوالحسن اصفهانی، آقا ضیا عراقی در حدود سال ۱۳۱۲ ه.ش اجازة اجتهاد دریافت کرده بودند. همچنین اجازات تدریس فقه و اصول.

از اینکه مجتهد برجسته‎ای مانند پدرم و امثال ایشان سال‌ها در درس خارج میرزا شرکت می‌کردند، به خصوص آنکه قبل از ایشان درس خارج بزرگانی چون حاج آقا حسین قمی و میرزا محمد آقازاده خراسانی را نیز دیده بودند، شدت اعتقاد ایشان به علمیت و اجتهاد و فقاهت مرحوم میرزا روشن می‌شود. پدرم همان عشقی که به مرحوم آقازاده داشت که سال‌ها از محضر ایشان استفاده کرد و از شاگردان برجسته و مورد عنایت خاص ایشان بود. در واقع بعد از شرکت در درس مرحوم میرزا نائینی، به مرحوم میرزا اصفهانی عنایت خاصی داشت و عاشق میرزا بود.

در اجازه‎ای که مرحوم میرزا برای پدرم نوشته بود، ایشان را از اجله فقها و اصولیون ذکر کرد که آن اجازه موجود است.

آیا مرحوم میرزا مهدی اصفهانی در فلسفه و عرفان تبحری داشته؟ نظر والد شما راجع به معارف میرزا چه بود؟

مرحوم میرزا مهدی اصفهانی در مشهد علاوه بر تدریس خارج فقه و اصول، معارف نیز درس می‎داد و در این درس فلسفه و عرفان را نقد می‌کرد. مرحوم میرزا نه تنها در فقه و اصول مجتهد و صاحب نظر و در اوج فقاهت بود. بلکه در فلسفه و عرفان نیز تسلط و تبحر خاصی داشت. و با آن تبحر و تسلط خاصی که داشت، نقد مبانی فلسفی و عرفانی می‌کرد. شنیده‌ام برخی فلسفه‎دانی و اطلاع ایشان از عرفان را انکار کرده‌اند که این درست نیست. فضلای حوزه مشهد که درس ایشان شرکت می‌کردند، فلسفه خوانده بودند؛ از جمله پدرم. پدرم سال‌ها با جدیت در درس فلسفه آقابزرگ حکیم شرکت می‌کرد و آن‌قدر جدی بود و پشتکار داشت که یکی از اساتید ایشان حاج آقا حسین قمی یا مرحوم آقا میرزا محمد آقازاده به ایشان تشر زد و ایشان را از ادامة تحصیل فلسفه منع نمود و گفته بود چه خبر است؟ کفایت است. پدرم نیز به خاطر منع استاد خود دیگر ادامه نداد. منظور این طور جدی و پیگیر بود درس فلسفه. پدرم و امثال ایشان از شاگردان آقابزرگ حکیم با شرکت در درس میرزا از این مبانی برگشتند. پدرم در درس معارف میرزا شرکت می‌کرد و به آن اعتقاد داشت.

برخی افراد از جمله جناب استاد آقا سید جمالالدین آشتیانی مدرس معروف فلسفه مدعی شده بود که مرحوم آیتالله میرزا مهدی اصفهانی فلسفه و عرفان نخوانده و به این مبانی احاطهای نداشته. شاگردان ایشان نیز مانند آقایان شیخ هاشم قزوینی، شیخ کاظم دامغانی، و… نیز فلسفه نخوانده بودند و ادعایی نیز نداشتند. نظر شما در این باره چیست؟

مرحوم میرزا نه تنها در اصول صاحب نظر، بلکه تا حدودی مبتکر هم بود و در فلسفه و عرفان نیز احاطه کامل داشت.

این از اشتباهات بزرگ آقای آشتیانی است. مرحوم میرزا و شاگردان برجسته ایشان فلسفه خوانده بودند و به این مبانی آگاه بودند. من تعجب می‌کنم از آقای آشتیانی.

شما خود در درس معارف میرزا شرکت کردهاید؟

بله. مرحوم میرزا در چند سال آخر عمر خود در مدرسه علمیه نواب تدریس معارف اسلامی داشت که من حدود دو سال از سال ۱۳۲۲ ه.ش تا ۱۳۲۴ ه.ش در این درس شرکت می‌کردم. من به اندازه خودم و اساتید و بزرگان نیز هر کس در حد ظرفیت خود بهره علمی می‌گرفت. طلاب و فضلا و اساتید حوزه در درس معارف میرزا شرکت می‌کردند.

مرحوم میرزا را تا کسی ندیده باشد نمی‌تواند درست و کامل ایشان را بشناسد. جامعیت عجیبی داشت. در علم و معنویت و تقوا.

این‎طور نیست که کسی به صرف اینکه که مجتهد و فقیه است یا فیلسوف و عارف و… یا ریاضت کشیده، بتواند میرزا را کما هو حقه بشناسد. ایشان ابعاد مختلفی داشت و از هر جهت صاحب کمال بود.

ایشان انسانی فرشته خوی، عالم راشد ملکوتی سیرت، فقیه اصولی فانی در محبت حضرت ختمی مرتبت صلی الله علیه و اله و عترت طاهره علیهم‎السلام و عاشق صادق خاتم‌الاوصیا صلوات الله علیه و عجل الله فرجه و صاحب نفس قدسی بود. ایشان مردی بود به تمام معنا بزرگ؛ رضوان الله تعالی علیه.