بخشی از فرمایشات علامه حکیمی در باب وظیفه عالمان دینی در قبال فقر

بخشی از فرمایشات علامه حکیمی در باب وظیفه عالمان دینی در قبال فقر

بخشی از فرمایشات علامه حکیمی در باب وظیفه عالمان دینی در قبال فقر

«… و ما اخذ الله على العلماء: أن لا يقاروا على کظة ظالم، ولا سغت مظلوم».[۱]

خداوند، وظیفه قطعی عالمان قرارداده است که، در برابر:

[۱] – سیری و پرخوری ظالم (اغنیای ستمگر و خانوارهای قارونی، و سفرها و سفره ها و مجالس و عروسی های پر هزينه و اشرافی و …).

[۲] و گرسنگی خوردن مظللوم (و محرومیت های بسیار وسیع انسان های بی پناه بیکار، فراموش شده و بیخانمان، سکوت و سازش، با حاکمیت و اغنیا نکنند، و در برابر محرومیت محرومان معیشتی، و مظلومیت مظلومان اقتصادی آرام و قرار نداشته باشند).!

* از تعبیر «ما أخذ»، به روشنی معلوم است که این، فریاد زدن و ساکت ننشستن در مورد حقوق غصب شده  محرومان، یک تکلیف واجب و صد در صد قطعی است، و عمل به آن واجب است، و حکمی اخلاقی نیست. و ترک آن قطعأ مسقط عدالت است.

از تعبیر «کظة ظالم» و «سغب مظلوم» -به صورت نکره- نیز بخوبی روشن است که عالم دینی، حتی درباره یک مورد از محرومیت های انسانی، و فاصله های معیشتی، و گرسنگی خوردن یک محروم، و ریخت و پاش کردن یک توانگر، بشدت مسئول است بلکه مسئول اصلی اوست، و به هیچگونه نباید سکوت کنده و بیخبر باشد، و نادیده بگیرد! وگرنه عادل نیست !.

* و از تعبير «أن لا يقاروا» (از باب مفاعله)، نیز بوضوح فهمیده می شود که ممکن است عالمانی دنیادار، و اهل ساخت و پاخت (مُقارّه، همقراری، همسویی و همسودی …) وجود داشته باشند، و میان آنان و توانگران متکاثر، ساخت و سازشی اتفاق افتد… و در این احوال، حقوق محرومان بی پناه، و مستضعفان بی دفاع، و له شدگان بینوا، پایمال گردد…  –

عالم دینی – اگر متعهد باشد نباید به چنین ساخت و سازشی – تن دردهد، و از متکاثران وجهی – اگرچه با عنوان هایی ظاهرالصلاح- قبول کند، زیرا همین قبول وجوه، به سکوت قهری و ساخت و پاخت تعاملی منجر می شود.

… بلکه باید در برابر فاصله های معیشتی، و مصرف ها و مجلس های قارونی فریاد برآورد، سخنرانی کند، اعلامیه بدهد… و برای توزیع عادلانه امکانات، با همه قدرت و توان و فرصت و زمینه سازی تلاش کند، و حقوق محرومان و له شدگان را (علی وار..) از حلقوم محرومیت آفرینان بیرون کشد، و فریاد بردارد که

– «القوى عندي ضعيف، حتى آخذ الحق منه، و الضعيف عندى قوى، حتى آخد الحق له »[۲]

من، توانگران قدرتمند را خرد می کنم، و حق محرومان را از حلقوم آنان بیرون می کشم؛ و به له شدگان فراموش شده قدرت می دهم، تا حقوق آنان را بگیرم و به دستشان برسانم (نه در خزانه دولت بریزم). این است تشیع… این است پیرو علی بودن، و دم از علی زدن…

عالم دینی – اگر عالمی راستین است. باید به داد افراد نیازمند، و خانوارهای کمبوددار برسد، و حقوق غصب شده آنان را – از اغنیا و حاکمیت – بگیرد، و به آنان برساند، و گرنه، خور و خواب راحت نداشته باشد. .

همچنین، به حاکمان و حاکمیت های مدعی، بسختی هشدار دهد، و با فاصله های مالی و معیشتی و اختلاسهای نجومی (که با خبران از احوال جامعه و مردم می دانند که سر از فوق جهنم دراورده است)، بجنگد و «جنگ فقر و غنا» را که امام خمینی مطرح کردند زنده کند.

پس… کمترین ملاحظه و مسامحه و سهل انگاری، از سوی عالمان، درباره فاصله های معیشتی، و تفاوت های قارونی، در لوح زندگی، که به سقوط افراد و خانواده ها می انجامد، چنانکه یاد شد خلاف تکلیف قطعی است، و مسقط عدالت است، و معارضه با« نهج البلاغه» است، و سبب سست شدن پایه های دین در جامعه است که: «كاد الفقر أن يكون گفراد (حديث مشهور)

منبع:کتاب منهای فقر،علامه محمد رضا حکیمی،ص۲۴-۲۷


[۱] «نهج البلاغه» / ۵۲، فیض الاسلام، چاپ اخير

[۲] نهج البلاغه،خطبه۳۷،فیض الاسلام